تبليغاتX
بچه های شهرک توحید

بچه های شهرک توحید

شب, رو سیاه بدی های روز است !!

وبلاگ

سلام خدمت همه دوستان

این وبلاگ تا اطلاع ثانوی به روز نخواهد شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 15:56  توسط محمد   | 

قیصر امین پور

امروز چهلمین روز در گذشت استاد قیصر امین پور است . گفتم بد نیست توی این وبلاگ ، توی این روز ،یه یادی از ایشون هم بکنیم .به همین دلیل دو تا  شعر از اون استاد برای شما گذاشتم . بعد هم یه فاتحه برای شادی روح آن مرحوم بخوونید .....

روحش شاد ....  

 

فال نیک

گفتی : غزل بگو ! چه بگویم مجال کو ؟

شیرین من ، برای غزل شور و حال کو ؟

پر می زند دلم به هوای غزل ، ولی

گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو ؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را

چشم و دلی برای تماشا و فال کو ؟

تقویم چار فصل دلم را ورق زدم

آن برگ های سبز سر آغاز سال کو ؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند

حال سوال و حوصله قیل و قال کو ؟

 

اگر دل دلیل است!!

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده ایم

اگر خون دل بود ، ما خورده ایم

 اگر دل دلیل است ، آورده ایم

اگر داغ شرط است ، ما برده ایم

اگر دشنه دشمنان ، گردنیم

اگر خنجر دوستان ، گرده ایم

گواهی بخواهید ، اینک گواه

همین زخم هایی که نشمرده ایم !

دلی سر بلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده ایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 12:45  توسط محمد   | 

فریدون مشیری

 

 

من نمی دانم

و همین درد مرا سخت می آزارد؟

که چرا انسان ٬ این دانا ٬ این پیغمبر

در تکاپو هایش چیزی از معجزه آنسوتر

ره نبرده ست به اعجاز محبت٬

چه دلیلی دارد؟

چه دلیلی دارد؟

که هنوز مهر بانی را نشناخته است؟

و نمی داند در یک لبخند

چه شگفتی هایی پنهان است

من بر آنم که درین دنیا

خوب بودن ـ به خدا ـ سهل ترین کارست

و نمی دانم٬

که چرا انسان

تا این حد

با خوبی

بیگانه است؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 11:21  توسط محمد   | 

سخنان اکبر اعلمی

برای اولین بار از این وبلاگ یک مطلب سیاسی 

سخنان به حق اکبر اعلمی نماینده مردم تبزیز :

نواندیش- بدنبال انتشار ناقص اظهارات اکبر اعلمی نماینده مجلس شورای اسلامی در خبرگزاری فارس ، یکی از نزدیکان وی متن کامل این سخنرانی را که در دفتر حزب اعتماد ملی زنجان ایراد شده بود در اختیار "نواندیش" قرار داد که بدین شرح می باشد:

 اكبر اعلمي : امروزه در کشور ما دو نوع تحلیل و ارائه وضعیت کشور وجود دارد؛ یک نوع تحلیل و ارائه وضعیت توسط آقای احمدی‌نژاد و صدا و سیما و برخی نهاد‌های حامی دولت انجام می‌شود که به ملت می‌گویند، الحمدلله، شرایط داخلی و خارجی کشور بسیار خوب است، امن و امان است، گرانی نیست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامی مفسدان هر روز از جیب آقای احمدی‌نژاد بیرون می‌آید و خوشبختانه دیگر فاسدی در کشور نداریم. در باب سیاست خارجی هم هیچ خطری ایران را تهدید نمی‌کند. آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غلط می‌کنند که تهدیدی برای ایران باشند. اگر احیانا کسی در جایی مواجه با گرانی شد، بیاید و از بقالی همسایه‌ آقای احمدی‌نژاد خرید کند.

 اعلمی با بیان این که این نوع تحلیل، سهل‌الوصول‌ترین پاسخ به افکار عمومی و پوپولیستی‌ترین نوع واکنش از سوی یک مسؤول است، گفت: من معتقدم که هر نوع مواجهه غیرصادقانه هر مسؤولی با مردم و کتمان واقعیت‌ها از آنان، مصداق خیانت است.

 اعلمی افزود:‌عنوان حکومت ما جمهوری اسلامی است و مردم که به ما رأی داده‌اند، انتظار دارند که ما پا جای پای قدیسان صدر اسلام بگذاریم. پس نباید یک مسؤول مردم را این‌گونه عوام پندارد که هرچه بگوند، همه قبول کنند.

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی با گفت: من به عنوان یک نماینده مردم می‌خواهم صادقانه بگویم، نه شرایط داخلی ما امروزه مطلوب است و نه شرایط خارجی.

 اعلمی با ارائه‌ تحلیلی از شرایط بین‌المللی قبل از حمله آمریکا به عراق گفت: قبل از حمله‌ آمریکا به عراق، کشورهای روسیه، چین، فرانسه و آلمان به شدت مخالف این حمله بودند، و حال این که امروز انگلیس، فرانسه پشت سر آمریکا قرار دارند و فرانسه از آمریکا تندروتر است و آلمان هم با برنامه‌های ایران مخالف است و روسیه و چین هم به دنبال منافع ملی خودشان هستند. بسیار عامیانه است که تصور شود روسیه و چین با این حجم عظیم مبادلات تجاری، پشت به آمریکا کنند و به حمایت از ما بپردازند.

 اعلمی افزود:نباید مانند برخی از تحلیل‌های عامیانه چنین پنداشت که آمریکا امروز در باتلاق افغانستان و عراق گیر کرده و توان جنگ دیگری را ندارد و آمریکا دست به حماقت دیگری نخواهد زد که نارضایتی ملت خود را افزایش دهد.

 اعلمی با بیان این که در نظرسنجی انجام گرفته در شهریور سال 1385 حدود 45درصد در آمریکا و حدود 35درصد در اروپا در صورت شکست مذاکرات، خواهان حمله نظامی به ایران بودند. اعلمی با اشاره به سفر اخیر احمدی‌نژاد به آمریکا گفت: به یمن و برکت حضور آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و معجزات و موضعگیری‌های وی، بر اساس نظرسنجی مؤسسه زاگبی حدود 52درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا معتقد به حمله آمریکا به ایران برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای هستند. 53درصد هم معتقدند که بعد از انتخابات حمله به ایران صورت خواهد گرفت.

اعلمی افزود: من در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم تحلیل خودم را ارائه دادم و گفتم: شما فرض کنید ما حزب جمهوری‌خواه هستیم، الآن به هر دلیلی حزب جمهوری‌خواه در نزد افکار عمومی با شکست روبرو شده است. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: آب که از سرگذشت، چه یک وجب چه صد وجب. در رقابت‌های حزبی شاهد بوده‌ایم که مخصوصاً بعد از دوم خرداد سال 1376 احزاب سعی می‌کنند از یکدیگر مچ‌گیری کنند، خصوصاً در کشور ما معمولاً روابط احزاب از نوع مچ‌گیری است. در غرب هم به نوعی این مچ‌گیری‌ها وجود دارد. منتهی مچ‌گیری‌ها در غرب مقداری برحسب حساب و اعداد و ارقام است. الآن این‌ها به نوعی سعی می‌کنند افکار عمومی را به سمت خود جهت بدهند. حزب جمهوری‌خواه در حال حاضر شکست خورده و به دنبال برگ برنده می‌گردد تا شرایط کنونی را که هم به زیان آن‌هاست به‌ نفع خودشان تغییر دهند. اگر آمریکا به ایران حمله کند، دو احتمال وجود دارد؛ یا با شکست روبرو خواهد شد، یعنی تثبیت وضع موجود، که حزب جمهوری‌خواه شکست خورده است، یا با پیروزی روبرو خواهد شد. فقط درصد پیروزی فرق می‌کند. شما فرض کنید فقط یک درصد احتمال این‌که در صورت حمله به ایران موفق شوند و بتوانند افکار عمومی آمریکا را به نفع خودشان تغییر جهت بدهند. اگر شما به جای یکی از سران حزب جمهوری‌خواه باشید کدام گزینه را انتخاب می‌کنید؟ گزینه تداوم شکست را یا گزینه یک درصدی که احتمال دارد شکست را به پیروزی تبدیل کند؟ [جمعیت: گزینه دوم را انتخاب می‌کنند.]حتماً گزینه دوم را انتخاب می‌کنند. پس به این خاطر است  که من در یک جمع‌بندی به این نتیجه می‌رسم که نباید خیلی خوش‌بین بود و بگوییم آمریکا کاری نخواهد کرد. مخصوصاً که بوش ثابت کرده که در بسیاری از جاها با محاسبه تصمیم‌گیری نمی‌کند، درست مثل بسیاری از مسؤولان ما. به قول معروف می‌گویند: راه بیانداز، جا بیانداز. پس شرایط خارجی ما شرایط مطلوبی نیست.

اعلمی با بیان این‌که مشكل ايران و آمريكا را مشكل انرژي هسته‌اي نیست، گفت: آمريكا با نظام ما مخالف است و تلاش دارد كه ما را در جهان منزوي كند.

اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به اين‌كه من به هيچ وجه آمريكايي يا اسرائيلي نيستم و اين حرف‌هايم حمايت از آن‌ها نيست، گفت: متأسفانه در كشور ما به راحتي به افراد برچسب‌‌هاي مختلف زده مي‌شود.

اعلمی با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري، گفت: ايشان فرمودند كه اگر در مسأله‌اي كوتاه بياييم آن‌ها هرگز دست از سر ما نمي‌كشند و نبايد هيچ امتيازي به آن‌ها بدهيم.

عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیتی مجلس با اشاره به مؤلفه‌هاي قدرت آمريكا در ابعاد مختلف نظامي و اقتصادي گفت: تنها مؤلفه‌اي كه ما را نسبت به آمريكا در موضع قوي‌تر قرار داده، حمايت مردمي است که باید آن را حفظ کنیم. من هم رژیم اسرائیل را مشروع نمی‌دانم و آن را رژیمی غاصب می‌دانم، ولی باید به‌گونه‌ای رفتار کرد که در عرصه بین‌المللی جایگاه نظام اسلامی حفظ شود و به خطر نیافتد. این‌که بگوییم رژیم اسرائیل باید از بین برود، این امر در صورتی ممکن است که اصل نظام جمهوری اسلامی را حفظ کنیم و با سیاست‌های غلط آن را به خطر نیاندازیم.

اعلمی سپس به تحلیل وضعیت داخلی کشور پرداخت و با انتقاد از تورم سرسام‌آور گفت: قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده به طوری که من نماینده قدرت خرید یک مسکن را نه تنها ندارم، بلکه اگر ده دوره هم نماینده شوم و تمام حقوق خودم را هم جمع کنم و اصلاً هزینه نکنم می‌توانم یک آپارتمان چند متری در تهران بخرم. [یکی از حضار: راهش را بلد نیستید. به بنگاه سر کوچه یکی از مقامات کشور مراجعه کنید!]

 اعلمی با انتقاد از سیاست‌های دولت، گفت: آقای احمدی‌نژاد و دولت وی، کشور را از طریق آزمون و خطا اداره می‌کنند، گویی ما به 28 سال پیش برگشته‌ایم که عده‌ای از مسؤولان دلسوز و ارزشمند تازه از زندان آزاد شده، اسلحه را کنار گذاشته و با آرمان‌های بلند می‌خواستند مدینه‌ فاضله ذهنی و اتوپیای خودشان را در جامعه پیاده و حتی انقلاب را به کشورهای دیگر صادر کنند.»

اعلمی افزود: بگذریم از این‌که الآن در داخل مرزهای خودمان از تهاجم فرهنگی می‌ترسیم و می‌خواهیم با پرتاب دیش ماهواره از پشت‌بام خانه‌ها به خیابان یک حاشیه امنیت برای خودمان ایجاد کنیم!

اعلمی با انتقاد از تخریب حدود سه دهه از تاریخ انقلاب اسلامی توسط برخی از مسؤولان دولت نهم گفت: این دولت تصور می‌کند که همه کسانی که در طول این سه دهه در این مملکت کار کرده‌اند، همه خائن بوده و هستند و آسمان دهان باز کرده و دولت آقای احمدی نژاد را برای نجات این کشور به زمین فرستاده و به همین خاطر است که یکی از هواداران ایشان از آقای احمدی‌نژاد به عنوان معجزه هزاره ‌سوم یاد می‌کند و در نتیجه وقتی در جایی یک نور مرکبی به ایشان می‌خورد، فکر می‌کند که یک هاله نوری دور ایشان را گرفته است و بدتر از آن وقتی در دانشگاه کلمبیا سخنرانی می‌کند، طوری آن را گزارش می‌کند که گویی امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) مبصر آن برنامه بوده و جلسه را اداره کرده است! به هر حال، این دولت با عملکرد خودش بر دامنه نارضایتی‌های مردم افزوده و علی‌رغم این‌که درآمد کشور در مقایسه با گذشته چند برابر شده است، ولی قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده است. مردم از حیث معیشت به شدت در تنگنا هستند. بعضی از سیاست‌های پوپولیستی روز به روز گسترش پیدا می‌کند و عمده وقتشان در سفرهای استانی می‌گذرد. من نماینده که یک مسؤول جزء در جمهوری اسلامی هستم با پنج ساعت خواب در شبانه‌روز برای ایفای وظیفه نمایندگی وقت کم می‌آورم و بعد این آقایان که مدعی‌اند دیگران 27 سال خورده‌اند و چپاول کرده‌اند و این‌ها می‌خواهند کشور را درست کنند، چطور تمام وقتشان را در سفرهای استانی می‌گذرانند؟! به‌خدا از این کارها چیزی در نمی‌آید و فقط تبلیغات زودرس است.

اعلمی با بیان این‌که نظام ما مرکب از سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه است، آن را به یک سه‌پایه که تساوی پایه‌های آن موجب ثبات آن می‌شود، تشبیه کرد و گفت: اگر یکی از پایه‌های این سه‌پایه کوتاه و یا دیگری بیش از اندازه خود بلند شود، نظام را دچار مشکل خواهد کرد.  ثبات این نظام با دو شرط است؛‌ یکی این‌که هر سه پایه بر اساس مهندسی قانون اساسی از اقتدار لازم برخوردار باشد و هر سه پایه، اندازه خود را داشته باشند و هیچ کدام به بهانه تقویت دیگری کوتاه نشود. و دوم این‌که نیروی محرکه این نظام بر اساس اصل 6 و 56 قانون اساسی یعنی مردم همچنان با نشاط و انگیزه در صحنه حضور داشته باشند. در این صورت است که مؤلفه اقتدار ملی شکل می‌گیرد و ثبات نظام پابرجا می‌ماند.

 اعلمی با انتقاد از عملکرد برخی از نمایندگان مجلس گفت: متأسفانه امروز قوه مقننه به عنوان یکی از پایه‌های این سه‌پایه در اندازه خود ظاهر نمی‌شود و چندین متر کوتاه‌تر شده و مجلسی که باید در رأس امور باشد کاملاً در حاشیه قرار گرفته است. اگر این مجلس، در اندازه خود بود، باید برای آقای احمدی‌نژاد رأی عدم کفایت صادر می‌کرد.

اعلمی افزود: طبق قانون اساسی اگر یک سوم نمایندگان، رئیس‌جمهوری را برای ادای توضیح به مجلس احضار کند، رئیس‌جمهوری موظف است که در مجلس حضور پیدا کند. ما سؤالی را از رئیس‌جمهوری مطرح کردیم که 16 محور داشت و همین دوستان مدعی اصولگرایی نتوانستند حتی به یکی از محورها خدشه‌ای وارد کنند.» اعلمی در پاسخ به این‌که آیا شما قبلاً هم چنین انتقادهایی را می‌کردید گفت: «دوستانی که مرا می‌شناسند، می‌دانند که من حب و بغض سیاسی ندارم، در زمان خاتمی هم وقتی آقای خاتمی کابینه‌اش را معرفی کرد، تندترین نطق را علیه کابینه آقای خاتمی کردم. در آن موقع صداوسیمای آقای لاریجانی سه بار این نطق مرا پخش کرد، در حالی که الآن من در مجلس داد می‌زنم و بهترین موضعگیری‌ها را می‌کنم، ولی صداوسیمای آقای ضرغامی حتی یک کلمه آن را پخش نمی‌کند!

اعلمی با بیان این‌که من علی‌رغم این‌که برای آقای خاتمی در 36 شهر سخنرانی کردم و ایشان را آدمی دلسوز، علاقه‌مند به کشور و منافع ملی و مهم‌تر از همه انسانی سالم و معتقد به آزادی سیاسی مصرح در قانون اساسی می‌دانم و هنوز هم به ایشان ارادت دارم، ولی هرگز او را پیغمبر نکردم و برخی سوسول‌بازی‌ها مانند عطرگل یاس، مردی با عبای شکلاتی را هم بلد نیستم. من آن زمان، تندترین انتقادها را علیه دولت ایشان داشتم و وزیرنفت ایشان را عاصی کردم و بسیاری از وزرای او را به مجلس کشیدم.

اعلمی با تأکید بر جایگاه رفیع انتقاد در اندیشه اسلامی و آموزه‌های ائمه معصومین(ع) در این زمینه گفت: خاتمی که سهل است، حتی اگر امام حسین(ع) هم کابینه تشکیل دهد، بر اساس معیارهایی که دارم، چون قسم خورده‌ام که از حقوق ملت، قانون اساسی، منافع ملی و اسلام دفاع کنم، اگر این کابینه هم از معیارهای تدوین شده در قانون اساسی که مبتنی بر معیارهای اسلامی است، عدول کند، کابینه ی امام حسین را هم به مجلس می اورم وانتقاد می‌کنم. همان طور که در دولت علی(ع) هم افراد مانند زیاد بن‌ابیه و دیگران مسؤولیت داشتند و علی(ع) باآنان برخورد کرد.

اعلمی افزود: بر اساس قانون اساسی، فقط مقام رهبری نظام جمهوری اسلامی است که می‌تواند در مواردی که به مصلحت کشور می‌داند با اعلام حکم حکومتی و بیان این‌که این امر به مصلحت کشور و منافع ملی است، خواستار امری شود و ما هم خود را ملزم به اطاعت می‌دانیم، ولی در غیر این مورد ما هیچ‌کس را فوق انتقاد نمی‌دانیم.

اعلمی با تأکید بر این‌که من هیچ‌گونه حب و بغض سیاسی ندارم گفت: من آرزو می‌کردم که ای کاش، آقای احمدی‌نژاد می‌توانست یک صدم آن مدینه فاضله‌ای را که در ذهن من بود تحقق بخشد، اما متأسفانه عملکرد ایشان به‌گونه‌ای نیست که قابل دفاع باشد، نه در سیاست خارجی و نه در سیاست داخلی. اما متأسفانه برخی نهادهایی که زمانی در مقابل مجلس ششم می‌ایستاده‌اند الآن همگی دست به یکی شده و از دولت آقای احمدی‌نژاد، هر کاری که می‌کند دفاع می‌کنند!» اعلمی افزود: «ایشان رسماً قوانین جمهوری اسلامی را زیر پا می‌گذارد و کسی نمی‌گوید بالای چشمت ابروست!‌ من به‌خاطر تخریب ارگ علی‌شاه تبریز بعد از خواندن روضه‌های فراوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایشان را به مجلس کشاندم و گفتم بر اساس قانون شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری مصوب سال 1382 شما عضو این شورا هستید و در آن هشت وزیر وجود دارد و رئیس‌جمهور هم رئیس آن است، آیا شما مسؤول هستید یا نه؟ آقای صفارهرندی، گفت: من مسؤول نیستم، آقای رئیس‌جمهوری شورای عالی میراث فرهنگی مصوب مجلس را منحل کرده است! به همین راحتی!

اعلمی با انتقاد از وعده و وعیدهای احمدی‌نژاد در سفرهای استانی گفت: الآن آقای رئیس‌جمهوری به اردبیل رفته و قول افزایش بودجه این استان را داده است، ما خوشحال می‌شویم که بودجه استان‌ها افزایش یابد، اما آقای احمدی‌نژاد با کدام مجوز چنین قول‌هایی را به مردم می‌دهد؟! مگر نه این‌که بودجه باید در مجلس تصویب بشود؟ مجلس ما را از رأس امور به قعر امور پرتاب کرده‌اند. لذا می‌بینید که امروز وزیر آمورش و پرورش را استیضاح می‌کنند و دو روز قبل از این‌که وزیر به مجلس بیاید، در نظرسنجی بیش از 70درصد موافق با استیضاح هستند، یک روز بعد از آن وزیر به مجلس می‌آید و نتیجه نظرسنجی برمی‌گردد. امروز آقای نماینده امضا می‌کند، معامله‌ها شروع می‌شود و فردا امضا را پس می‌گیرد! بعد ما هر سال برای شهید مدرس سالگرد می‌گیریم و می‌گوییم که نماینده باید مثل مدرس باشد. حضرت عباسی آیا واقعاً بعضی تحمل می‌کنند کسی در مجلس مدرس‌وار عمل کند؟

اعلمی با بیان ویژگی‌های مجلس مطلوب گفت: زمانی مجلس می‌تواند کارآمد باشد و موجب ثبات نظام شود که نمایندگان واقعی مردم و عصاره‌های فضایل ملت در مجلس اکثریت بیابند. 

اعلمی با انتقاد از عملکرد برخی از احزاب کشور گفت: در عین این‌که من نظام حزبی را قبول دارم، ولی معتقدم که احزاب باید بر اساس برنامه یارگیری کنند و بعد قدرت را در دست گیرند و خودشان را مسؤول و ملزم بدانند که در برابر مردم کارنامه ارائه دهند و پاسخگو باشند، ولی اگر غیر از این باشد دیری نخواهد گذشت که احزاب بر اساس سرسپردگی نیرو می‌گیرند، هر که سرسپرده‌تر اصلاح‌طلب‌تر و یا اصولگراتر! احزاب باید شایسته‌ترین، توانمندترین، متخصص‌ترین و سالم‌ترین افراد را عضوگیری و برای رقابت‌ها به مردم معرفی کنند. اگر این‌گونه باشد برای رقابت در مجلس امثال اعلمی ضعیف، بی‌سواد و ناتوان را معرفی نمی‌کنند،‌ مردم هم به اعلمی رأی نمی‌دهند بلکه به برنامه رأی می‌دهند. اگر مجلسی بر اساس رقابت‌ها و برنامه‌های حزبی تشکیل شود و نیروهای توانمند وارد مجلس شوند و برنامه خوب بنویسند و خوب هم اجرا شود در این صورت کشور نجات پیدا می‌کند. در این صورت دیگر اگر 350میلیارد تومان در شهرداری تهران جابه‌جا شد و مجلس خواست تحقیق و تفحص کند، نمی‌گویند اعلمی سیاسی برخورد می‌کند! 350میلیارد تومان در دوران شهرداری آقای احمدی‌نژاد معلوم نیست کجا رفته است؟! من نمی‌گویم خدایی نکرده، سوء‌استفاده کرده، ولی معلوم نیست که چه شده؟! به قول آقای چمران که سعی کرده‌اند عنوانی پیدا کنند، هزینه‌های فاقد سند!

اعلمی با اشاره به برخوردهایی که با برخی از شهرداران مناطق تهران بعد از دوم خرداد شد گفت: نمی‌خوام بگویم که آن‌ها پیغمبر بودند ولی آن‌ها را به جرم این‌که یک دستگاه کامپیوتر را به یکی از مراکز مذهبی داده بودند به زندان انداختند، ولی امروز 350 میلیارد تومان معلوم نیست کجا رفته و ما به عنوان نمایندگان مجلس خبر نداریم که  میلیاردها دلار در صندوق ذخیره ارزی به کجا رفته است؟! اما اگر نظام پارلمانی مبتنی بر نظام حزبی باشد مو را از ماست بیرون می‌کشند.

اعلمی در پاسخ به این‌ سؤال ‌که به چه کسانی برای مجلس باید رأی داد، گفت: من می‌گویم به نیروهای اصلاح‌طلب رأی دهید. البته اصلاح‌طلبی با اصولگرایی واقعی منافات ندارد و بالعکس، مگر می‌شود کسی اصلاح‌طلب، ولی فاقد اصول باشد؟!» اعلمی با انتقاد از برخی از نمایندگان مجلس گفت: «الآن برخی را با عنوان اصولگرایی به مجلس آورده‌اند که آهن را با تریلر قورت می‌داده است! نقطه مقابلش را هم در میان کسانی که ادعای اصلاح‌طلبی دارند، داریم. از این روست که من می‌گویم سعی کنید به افراد اصلاح‌طلب توانمند سالم و دارای فکر و برنامه رأی دهید. 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 19:28  توسط محمد   | 

آسيب شناسي فك و فاميل

 

۱ - خاله

معناي لغوي: خواهر مادر

معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.

نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.

غذاي مورد علاقه: آش كشك.

ضرب المثل: خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه. اگه خاله ام ريش داشت، آقا داييم بود.

زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.

مشاغل كاذب: خاله زنك بازي، خاله خانباجي.

چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.

داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است.

 

۲- عمه

معناي لغوي: خواهر پدر

معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.

نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ۱- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... ۲- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. ۴- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...

غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.

ضرب المثل: ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقش هاي سمبليك).

زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.

مشاغل كاذب: Match-Making

چهره هاي معروف: عمه ليلا.

ترجيع بند: دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام!)

داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است.

 

۳- دايي

معناي لغوي: برادر مادر

معناي استعاره اي: هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.

نقش سمبليك: يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد.

غذاي مورد علاقه: فسنجون.

ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعريف كنه، براي آقا داييش خوبه. اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود.

زير شاخه ها: زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد. پسردايي/دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.

چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون.

ترجيع بند: همه چيز زير سر اين انگليساست.

سعي كنيد حتما حداقل يك دايي داشته باشيد.

 

۴- عمو

معناي لغوي: برادر پدر

معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.

نقش سمبليك: يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود.

غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت.

ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.

مشاغل كاذب: بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي.

چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.

داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است.

فندق

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:37  توسط محمد   | 

تصادف

اینو تو ۳۶۰ یکی از دوستام خوندم  ..به نظرم جالب اومد ....

دو ماشين با هم تصادف بدي مي کنند، بطوريکه هردو ماشين بشدت آسيب ميبينند .ولي راننده ها بطرز معجزه آسايي جان سالم بدر مي برن
وقتي که هر دو از ماشين هايشان که حالا تبديل به آهن فراضه شده بيرون مي آيند ، خانم راننده ميگويد: چه جالب شما مرد هستيد،ببينيد چه بروز ماشين هايمان آمده ! همه چيز داغان شده ولي ما کاملا سالم هستيم
اين بايد نشانه اي از طرف خداوند باشد که ما اينچنين با هم ملاقات کنيم و شايد بتوانيم زندگي مشترکي را با صلح و صفا آغاز کنيم
مرد با هيجان پاسخ داد:بله ، کاملا" با شما موافقم اين بايد نشانه اي از طرف خدا باشد
سپس زن ادامه داد و گفت : ببينيد يک معجزه ديگر. ماشين من کاملا" داغان شده ولي اين شيشه مشروب سالم مانده است .مطمئنا" خدا خواسته که اين شيشه مشروب سالم بماند تا ما اين تصادف و آشنايي خوش يمن را جشن بگيريم
بعد زن بطري را به مرد داد
مرد سرش را به علامت تصديق تکان داد و در بطري را باز کرد و نصف شيشه مشروب را نوشيد
بعد بطري را به زن بر گرداند .زن بلافاصله بطري را به مرد برگرداند !!!
مرد گفت: مگر شما نمي نوشيد؟
زن در جواب گفت: نه . فکر مي کنم بايد منتظر پليس باشم!!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 11:14  توسط محمد   | 

شب نشين

در وفاي عشق تو مشهور خوبانم چو شمع 

                              شب نشين كوي سربازان و رندانم چو شمع

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 12:41  توسط محمد   | 

همه چی سر جاشه

خبرنگارخارجي مياد تهران و ميره مسجد، ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا. ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟ ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران! ميگه پس دانشجوها كجان؟ ميگن اگه منظورت روشنفكرا و دانشمنداس برو زندان اوين. ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟ ميگن زكي، پس مملكت رو كي اداره كنه؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:51  توسط محمد   | 

بستنی

پسر بچه ای وارد یک بستنی فروشی شد و پشت میز نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: ((یک بستنی میوه ای چند است؟)) پیشخدمت پاسخ داد: ((۵۰ سنت)). پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید: (( یک بستنی ساده چند است؟))

در همین حال، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند. پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: ((۳۵ سنت)). پسر بچه دوباره سکه هایش را شمرد و گفت: ((لطفا یک بستنی ساده.)) پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت. پسرنیز پس از خوردن بستنی، پول را به صندوق پرداخت و رفت.

وقتی پیشخدمت بازگشت، از آنچه دید، حیرت کرد. آنجا در کنار ظرف خالی بستنی، ۲سکه ۵ سنتی و ۵ سکه یک سنتی گذاشته شده بود- برای انعام پیشخدمت...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 21:24  توسط محمد   | 

سوتی

به وقوع پیوستن این سوتی وحشتناک را به محضر آقا امام زمان و ملت شهید پرور ایران تسلیت می گوییم .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 14:52  توسط محمد   | 

سيزده جمله كليدي پزشكان

اين بيماري شما بايد فوري درمان بشه:
يعني من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه اين بيماري خيلي ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتيبش رو بدم!

خوب بگيد ببينم مشکلتون از کي شروع شد:
يعني من از بيماريتون چيزي نفهميدم و ايده‌اي ندارم و اميدوارم شما خودتون سرنخي به من بدين!

يک وقت ديگه از منشي براي آخرهاي اين هفته بگير:
يعني من امروز با دوستام دوره دارم، بايد برم زودتر بزن به چاک!

هم خبرهاي خوب و هم خبرهاي بد براتون دارم:
يعني خبر خوب اينه که من قراره يه
ماشين جديد بخرم و خبر بد اينکه شما بايد پول اونو بدين!

من به اين آزمايشگاه اطمينان دارم بهتره آزمايشهاتون را اونجا انجام بدين:
يعني من 40 درصد از پول آزمايش بيماراني که به اونجا معرفي مي کنم را مي‌گيرم!

دارويي که براتون نوشتم داروي خيلي جديديه:
يعني من دارم يه مقاله علمي مينويسم و ميخواهم از شما مثل موش آزمايشگاهي استفاده کنم!

اگه تا يک هفته ديگه خوب نشديد يه زنگ به من بزنيد:
يعني من نمي دونم بيماريتون چيه شايد خود به خود تا يک هفته ديگه خوب بشه!

بهتره چندتا آزمايش تکميلي هم انجام بدين:
يعني من نفهميدم بيماريتون چيه. شايد بچه‌هاي آزمايشگاه بهتون کمک کنن!

ابن بيماري الان خيلي شايعه:
يعني اين چندمين مريضيه که اين هفته داشتم بايد حتما امشب برم سراغ کتابهاي پزشکي و درمورد اين بيماري مطالعه کنم!

اگه اين عوارض از بين نرفت هفته ديگه زنگ بزنيد وقت بگيرين:
يعني تا حالا مريضي به اين سمجي نداشتم خدا را شکر که هفته ديگه مسافرتم و مطب نميام!

فکر نمي کنم رفتن پيش فيزيوتراپيست فايده‌اي داشته باشه:
يعني من از فيزيوتراپيستها نفرت دارم نرخ‌هاي ما رو شکستن!

ممکنه يک کمي دردتون بياد:
يعني هفته پيش دو تا مريض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

فکر نمي‌کنيد اين همه
استرس روي اعصابتون اثر گذاشته باشه:
يعني من فکر مي کنم شما ديوونه هستين و اميدوارم يک روانشناس پيدا کنم که هزينه‌هاي درمانتون رو باهاش قسمت کنم!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 13:42  توسط محمد   | 

شعرهای ارسالی 2

        تا رفته چنین رفته          تا بوده چنین بوده........

 

 

 

قسم به جان تو کز جان من عزیزتری

   

        هنوز نزد من از هرچه هست و نیست سری فقط کنار تو گل را قشنگ می فهمم

       

                که از طراوت فروردین باروری گمان مبر که در انبوه روزهای فراق

 

 مرا از من برباید نظاره گری تو احتیاج جدا ناپذیر عمر منی

   

            اگر چه دورترینی اگر چه بی خبری خلاصه تر بنویسم به دوریت سوگند

        

                 هنوز نزد من از هرچه هست و نیست سری

 

 

 

زیباترین بهانه برای تباهیم

چشمان روشنت همه رو سیاهیم دیگر دعا نمی کنم از کوچه بگذری

حتی اگر به قیمت جانت بخواهیم

 

 

 

 

باشد تو برو خدا کند خوش باشی

                                      بامرد خیالهای کالت گل من

 اما به خدا یاد خدا می ماند

                                    فریاد من و نگاه لالت گل من

 

 

 

در دست تو فروردین مشغول گل افشانی

 

 در چشم تو آیینه سرگرم خود آراییش

 

سهمم ز نبودنت چیست؟ای دلهره دیرین

 

جز لحظه شماری ها         جز زجر شکیبایی

 

فالی زده هم همشب بی تابی حافظ را

 

((دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی))

 

 

 

یک بودن بی مورد یک بودن بیهوده

 

                               یک آدم تکراری یک آدم آلوده

 

 عمریست که بی حاصل دنبال خیالات است

 

                               یک دلخوشی تازه یک دفتر فرسوده

 

 آنسوتر از او اما بی دغدغه در خواب است

 

                              یک آدم بی رویا یک آدم آسوده

 

سهم دل این عاشق داغی و دگر...نه هیچ

               

                             تا رفته چنین رفته تا بوده چنین بوده

 

 

 

The darkness eats away at the at the very embers of my soul

 

               for the deepest love I had dissolved before my eyes

  

 

 

__love has left me __ fleed for me __ and I still want you __ I Love her… but now she's gone

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 14:57  توسط محمد   | 

معذرت خواهی !!

سلام   سلام    سلام

یه سلام گرم به همه دوستای گلمون ( خودم و محمد رو عرض کردم ! )

با عرض شرمندگی !!واقعا بهتون حق می دم آخه من و محمد دانشگاه سراسری قبول شدیم این که

یه چند روزی که درگیر ثبت نام و رفت و آمد و خوشحالی و ....... بودیم ! دیگه باید ببخشید تقصیر خودمون نبود

پاک همه چیز و حتی وبلاگ رو هم فراموش کرده بودیم . البته نه این که یادمون بره ها ! نه ! وقتشو نداشتیم .

حالا من فعلا یه چند تا پست جدید دارم هر وقت آماده شد می زارم تو وبلاگ .

تشکر از این که با این که ما آپ نمی کنیم ولی بازم به یاد ما هستین و سر می زنین و این که ما رو فراموش نکردید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 14:31  توسط محمد   | 

پدر و پسر

پدری به پسرش می گوید می خواهم برات زن بگیرم. پسر می گوید نه فعلاً زود است.

 پدر می گوید: اگر دختر بیل گیتس باشد چه طور ؟؟؟ پسر لبخندی می زند و موافقت می کند.

 پدر نزد بیل گيتس می رود می گوید دخترت را عروس نمی کنی؟

بیل گیتس می گوید: نه. پدر می گوید: اگر پسر من معاون رییس جمهور باشد چه طور؟؟

بیل گیتس لبخندی از رضایت می زند و قبول می کند.

 آن گاه پدر نزد رییس جمهور می رود و می گوید معاون نمی خواهید؟؟؟

رییس جمهور نگاهی می کند و می گوید خیر.

پدر می گوید اگر پسر من داماد بیل گیتس باشد جه طور رییس جمهور لبخندی می زند و موافقت می کند.

 

منبع : نقاش درون

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 19:3  توسط محمد   | 

شعرهای ارسالی

 

سلام به شما دوستان عزیز . امیدوارم که روز و روزگار خوش و ایام به کامتون باشه ! یه دوست عزیزی از من خواسته که شعرهاشو تو بلاگ بزارم من هم می خوام از این به بعد این کار و انجام بدم .حالا مثل همیشه ما رو فراموش نکنید  شعرها رو بخونید نظرتون رو هم بگید .

با تشکر ....

 دنياي من آنطور كه مي خواهي نيست                                                                                                                                     

                                   بين من وتو مسير كوتاهي نيست

 بايد بروم اگر چه ايمان دارم

                                    با داشتن تو تا خدا راهي نيست

 

امروز دوباره امتحان بی وفایی دادیم     

                         من صفر ، دلم صفر

                                   تو و آن دل بی رحمت بیست !!

 

 

اما تو درون دفتر خاطره ها                   از من بنويس در حصار گره ها

 

بنويس در آغوش خودش تنها مرد            آن مرد كه پشت پا از احساسش خورد

 

بنويس دلش را همه جانش را                 تا عشق كشيدو داد تاوانش را

                                       

 

      شعرها از : یه آدم دل خسته و عاشق !(گمنام !)

البته بازم از این شعرهاش قراره بده تا من هم بزارم تو بلاگ ..

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 19:23  توسط محمد   |